خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۱۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خود بخود خواستم اینعشق علی الله چکنممحنت من ز من آمد گله زانمه چکنم
۲
نتوان خوردغم ار در ره او کشته شومصد هزارند چو من کشته درین ره چکنم
۳
همه دم گوئی از خشم که جانت ببرمچند گوئی ببر و باز رهان وه چکنم
۴
پردلی شرط نباشد چوره عشق رویمن و زلف تو توکلت علی الله چکنم
صفحهٔ ۱ از ۲