شعر را زندگی کن
خلوتی با جمال‌الدین عبدالرزاق

شمارهٔ ۱۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آه ار ترا ز درد دل من خبر شدیاین انده دراز مگر مختصر شدی
۲
چندان سخن که دوش بگفتم زحال خویشآخر چه بودی ار سخنی کارگر شدی
۳
چشم تو گر نبودی بیمار تیر اوچون بردلی زدی هم از انسوبدر شدی
۴
دوش ارزجور تو دلم آهی زدی ز دردوالله که کارو بار تو زیر وزبر شدی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth