خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پس دیوار تن بر شده ماهیست عجببمنش با نظر لطف نگاهیست عجب
۲
دل بر پادشه دولت پاینده فقراز ره عشق مرا برد که راهیست عجب
۳
از کف مرگ توان جست بهمدستی عشقعشق در حادثه مرگ پناهیست عجب
۴
طاعت عشق صوابست که مقبول خداستسر بی عشق بتن بار گناهیست عجب
صفحهٔ ۱ از ۳