خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بجهان می ندهم آنچه مرا در سر ازوستکه مرا در سر ازو آنچه جهان یکسر ازوست
۲
دید گلگونه مقصود بهر روی که دیدچشم بیننده که دارد دل دانشور ازوست
۳
چه کشم گر نکشم باده خمخانه یارخم ازو خانه ازو باده ازو ساغر ازوست
۴
دید ز آئینه خود گونه اکسیر مرادل که نه آئینه بر شده خاکستر ازوست
صفحهٔ ۱ از ۳