شعر را زندگی کن
خلوتی با صفای اصفهانی

شمارهٔ ۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنانکه دم ز دولت فقر و فنا زنندبر پادشاهی دو جهان پشت پا زنند
۲
مستان یار کوس انالباقی آشکارمنصور وار بر سر دار فنا زنند
۳
با پای سیر وادی هستی کنند طیبا دست دل در حرم کبریا زنند
۴
با برق عشق خرمن تن را کنند خواربا تیغ کار گردن کبر و ریا زنند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth