شعر را زندگی کن
خلوتی با صفای اصفهانی

شمارهٔ ۲۱ - فی الحکمه والموعظه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مراست عمری چون آفتاب بر لب بامتو راست رویی چونان به سرو ماه تمام
۲
بیا که شامم با روی توست روز سپیدکه بی تو روز سپیدم بود معاینه شام
۳
فرشته همپر مرغ دل فریفته ئیستکه چون تو سروی دارد بخانه کبک خرام
۴
بهشت خلوت آن خواجه ئیست کز فر بختنشسته بر سر تختست پهلوی تو غلام
صفحهٔ ۱ از ۱۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth