شعر را زندگی کن
خلوتی با عثمان مختاری

بخش ۱۴ - رسیدن سپاه ارژنگ شاه و خبر دادن از حال او گوید

شهریارنامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو دیدند روی سپهدار شیرفکندند تن را ز بالا به زیر
۲
همه پیش او در خروش آمدندچو دریای جوشان به جوش آمدند
۳
که ای گُرد‌! ما را به فریاد رسکه هستیم یکسر در آتش چو خس
۴
سپهدار از ایشان بپرسید رازبگفتند کای گرد گردن‌فراز
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth