خلوتی با عثمان مختاری
بخش ۱۸ - شناختن شهریار مرجانه جادو را گوید
شهریارنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو امشب به می شاد با من نشینکه فردا منش بسته آرم برین
۲
به پیش من او را نباشد درنگچه من دست بازم به شمشیر چنگ
۳
سپهبد بدو گفت کای نازنینزن ارچند باشد دلیر گزین
۴
ز زن کار مردان نیاید پدیددر چاره رازن بود خود کلید
صفحهٔ ۱ از ۱۶