خلوتی با عثمان مختاری
بخش ۲۲ - بند افتادن شهریار در زندان سراندیب گوید
شهریارنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بعاس آن زمان گفت هیتال شاهکه برکش همین شب مر او را به راه
۲
به سوی سراندیب بر بند کندل از بند او شاد خورسند کن
۳
سراندیب را خود کمیندار باششب و روز هشیار و بیدار باش
۴
فکندند یل را به پشت نوندببردند آن گاه در زیر بند
صفحهٔ ۱ از ۶