خلوتی با عثمان مختاری
بخش ۲۶ - بند پاره کردن شهریار در بارگاه هیتال شاه گوید
شهریارنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سپهبد چو آن دید آمد به خشمبرو بر بگرداند از کینه چشم
۲
بزد دست و غرید چون پیل مستغل و بند و زنجیر در هم شکست
۳
سر مرد دژخیم از تن بکندبدان نامور بارگاهش فکند
۴
بزد دست و برداشت کرسی عاجبشد تازیان تا بر تخت ساج
صفحهٔ ۱ از ۲۵