خلوتی با عثمان مختاری
بخش ۳۳ - نامه نوشتن هیتال شاه به اکره دیو و آمدن شنگاوه گرد گوید
شهریارنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو کرد اژدهای شب قیر فامنهان مهره مهر در زیر جام
۲
دو لشکر دگر باره شد باز جاینشستند بر تخت آوای نای
۳
طلایه برون از دو لشکر شدندابا گرز و شمشیر و خنجر شدند
۴
غونای برد از سر مرد هوشبدرید بانک تبیره دو گوش
صفحهٔ ۱ از ۹