خلوتی با عثمان مختاری
بخش ۷۱ - رفتن شهریار در قلعه مضراب دیو و آزاد کردن دلارام گوید
شهریارنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی کوه دید آن یل نامورکز افراز او مرغ افکنده پر
۲
یکی قلعه بر کوهسار بلندبدو اندرون جای دیو دمند
۳
بدی راه آن قلعه دشوار تنگ. . . دیوارش از خاره سنگ
۴
چنان تنگ بر کوه آن راه دورکه از رفتنش بود دلتنگ بور
صفحهٔ ۱ از ۲۰