شعر را زندگی کن
خلوتی با عثمان مختاری

بخش ۷۵ - رزم زنگئی ذوش بانقاب دار سیه پوش گوید

شهریارنامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سواری برون آمد از آن سپاهبپوشید(ه) از پای تا سر سیاه
۲
چه آمد به میدان کمان کرد زهبه رخ پرده برده به ابرو گره
۳
چه آمد به زنگی ببارید تیرچه زنگی چنان دید مانند شیر
۴
ز تیرش بپیچید سر در زمانخروشید مانند شیر ژیان
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth