شعر را زندگی کن
خلوتی با عثمان مختاری

بخش ۹۴ - گریختن ارهنگ از زال زر به جانب بلخ و رفتن گوید

شهریارنامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو خورشید آمد ز بالا به شیبشب تیره جست از کمین با نهیب
۲
به شهر اندر آمد جهان دیده پیرابا لشکر کشن و غران چه شیر
۳
نه بستند دروازه شهر بازدلیران گردن کش سرفراز
۴
به گردون همی ناله نای شدجهان را دگرگون سراپای شد
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth