شعر را زندگی کن
خلوتی با عثمان مختاری

بخش ۱۰۵ - فرستادن ارجاسپ ارهنگ را بری گوید

شهریارنامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وزین روی ارهنگ ره کرد طیچنین تا بیامد ز جرجان به ری
۲
دلیران ایران ز خرد و بزرگهمه تیز دندان به کین همچو گرگ
۳
به ری در، همه جمع بودند شادکه آرند زی بلخ لشکر چه باد
۴
که از ره سپاه گران دررسیدبه گردون چکاچاک خنجر رسید
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth