خلوتی با عثمان مختاری
بخش ۱۱۸ - پیدا شدن ابر تیره و بردن فرامرز گوید
شهریارنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
که ناگاه ابری برآمد سیاهفرامرز را برد از آوردگاه
۲
یکی نعره برخواست از تیره ابرچنان چونکه از بیشه غرنده ببر
۳
چنان چونکه برخیزد از خاک دودمرآن ابر تیره هوا کرد زود
۴
هوا کرد ازدیده شد ناپدیدخروش از دو لشکر بگردون رسید
صفحهٔ ۱ از ۸