شعر را زندگی کن
خلوتی با عثمان مختاری

بخش ۱۲۱ - زخم زدن ارهنگ بانو گشسپ را گوید

شهریارنامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو آمد بر او تیر بارید چیرنشد تیر بر گبر او جایگیر
۲
یکی خشت برداشت آن دیو زشتبزد بر بر ماه فرخنده خشت
۳
زره بر درید و به پستان رسیدشکستی بدان سان بدستان رسید
۴
چه شد تالبش خسته ز آن حشت ماهبه پیچید رخ رفت ز آوردگاه
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth