خلوتی با ابوالفرج رونی
شمارهٔ ۷۴ - ایضاً له
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زریر رای رزین ای به حق سپهسالارتوئی که رخش تهمتن نداشت چون تو سوار
۲
توئی که خنگ تو به نوردد آتشین میدانتوئی که گرز تو بنشاند آهنین دیوار
۳
ترا سپهر چه خوانده است عمده حالمترا زمانه چه گفته است پیکر پیکار
۴
سپرده باره میمون تو فراز و نشیبگرفته رایت منصور تو بلاد و قفار
صفحهٔ ۱ از ۶