خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۲۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بخرام بالله تا صبا بیخ صنوبر برکندبرقع برافکن تا بهشت از حور زیور برکند
۲
زان روی و خال دلستان برکش نقاب پرنیانتا پیش رویت آسمان آن خال اختر برکند
۳
خلقی چو من بر روی تو آشفته همچون موی توپای آن نهد در کوی تو کاول دل از سر برکند
۴
زان عارض فرخنده خو نه رنگ دارد گل نه بوانگشت غیرت را بگو تا چشم عبهر برکند
صفحهٔ ۱ از ۲