خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۲۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه کند بنده که بر جور تحمل نکند؟دل اگر تنگ شود مهر تبدل نکند
۲
دل و دین در سر کارَت شد و بسیاری نیستسر و جان خواه که دیوانه تأمل نکند
۳
سِحر، گویند حرامست در این عهد و لیکچشمت آن کرد که هاروت به بابل نکند
۴
غرقه در بحرِ عمیق تو چنان بیخبرمکه مبادا که چه دریام به ساحل نکند
صفحهٔ ۱ از ۲