شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالفرج رونی

شمارهٔ ۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیامدی صنما بر دو پای بنشستیدلم ز دست برون کردی و بِدَر جستی
۲
نه مست بودی و پنداشتم که چون مستانهمی به حیله‌ شناسی بلندی از پستی
۳
سه روز شد پس از آن تا ز درد فرقت تونه هوشیاری دانم که چیست نه مستی
۴
درست گشت که جان منی بدان معنیکه تا زمن بگسستی به من نه پیوستی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth