شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۲۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یا رب شب دوشین چه مبارک سحری بودکاو را به سرِ کُشتهٔ هجران گذری بود
۲
آن دوست که ما را به ارادت نظری هستبا او مگر او را به عنایت نظری بود
۳
مِن بعد حکایت نکنم تلخی هجرانکآن میوه که از صبر برآمد شِکری بود
۴
رویی نتوان گفت که حسنش به چه ماندگویی که در آن نیم‌شب از روز دری بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth