خلوتی با محیط قمی
شمارهٔ ۲۵ - مختوم به منقبت شاه ولایت علیه السلام
هفت شهر عشق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی رخ و زلف تو دل را روز و شب آرام نیستبا کسی این طایر وحشی به جز تو رام نیست
۲
ناصحم گوید: دهد بر باد، نام نیک، عشقمی نداند عاشقان را قید ننگ و نام نیست
۳
عقدهٔ زلف دو تا را برگشا، از پای دلمرغ دستآموز را، حاجت به بند و دام نیست
۴
آتشین می، پختگان سخت بنیان را سزددر خور این لقمه هر نازک مزاج خام نیست
صفحهٔ ۱ از ۳