خلوتی با محیط قمی
شمارهٔ ۴۸ - مختوم به مدح مولای متقیان و امیرمؤمنان علیه السلام
هفت شهر عشق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مدام فتنه از آن چشم مست میریزدولی به جان من میپرست میریزد
۲
نگار من چو نشنید به بزم و برخیزدبلا و فتنه ز بالا و پست میریزد
۳
مدام خون جگر، جای اشک از دیدهبه لعل نوش تو دل، هرکه بست میریزد
۴
گر از شکسته دلم ریخت چون عجب نبودکه باده ساغر آن، چون شکست میریزد
صفحهٔ ۱ از ۳