خلوتی با محیط قمی
شمارهٔ ۹۳ - و له ایضاً الرَّحممَه
هفت شهر عشق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
المنة الله که گرفتار کمندیگشتیم و برستیم زهر قیدی و بندی
۲
صد شکر که بخت خوش و اقبال بلندمبه نمود گرفتار سر زلف بلندی
۳
شادم که به پای دل دیوانه نهادماز سلسله ی زلف گره گیر تو بندی
۴
جز خال به روی تو ندیدم که به مانداز سوخته بر آتش سوزنده سپندی
صفحهٔ ۱ از ۳