خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی ز خوی تو بر باد داده جان آتشفکنده آتش روی تو در جهان آتش
۲
برای آن که به لعل تو نسبتی داردهمی بپرورم اندر میان جان آتش
۳
ز درد هجر تو ای ماه روی آتش خویبه آب دیده برانداختم چنان آتش
۴
که عمرهاست که جز در دل شکسته مننمی دهد کس در هیچ جانشان آتش
صفحهٔ ۱ از ۳