شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۱۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز جور دل که هیچ کس مباد چنینسرم مباد گرم سررسید بر بالین
۲
از آن که می دهد از اجتماع یاران بادنمی توانم برداشت دیده از پروین
۳
چو طفل مکتب هر صبح از سیه روزیدهم به آمدن شاه خویشتن تسکین
۴
گر این بود غم دوری به هر که بدخواهیبرو به دوری احباب کن برو نفرین
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth