خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۱۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای مکان پاسبانانت فراز آسمانزآسمان تا آستانت از زمین تا آسمان
۲
گر نبودی زهر چشمت فتنه گستردی بساطور نبودی نوش خندت امن برچیدی دکان
۳
آسمان خواهد که ره یابد به بام قدر توزان سبب بر دوش دارد نردبان از کهکشان
۴
هست بر جاگر جوانی گیرد از سر روزگاراندرین دوران که هم خانست و هم بختش جوان
صفحهٔ ۱ از ۲