خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۲۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آفتاب
است آن پریرخ؟ یا ملائک؟ یا بشر؟قامت
است آن؟ یا قیامت؟ یا الف؟ یا نیشکر؟
۲
هَدَّ صَبری ما تَوَلّیٰ؛ رَدَّ عَقلی ما ثَنیٰصادَ
قَلبی ما تَمَشّیٰ؛ زادَ وَجدی ما عَبَر
۳
گُلبُن
است آن؟ یا تنِ نازکنهادش؟ یا حریر؟آهن
است آن؟ یا دل نامهربانش؟ یا حَجَر؟
۴
تِهْتُ؛ و المَطلوبُ عِندی، کَیفَ حالی؟ إِنْ نَأیٰحِرْتُ؛ وَ المَأمولُ نَحوی، مَا احْتِیالی إِن هَجَر؟
صفحهٔ ۱ از ۵