خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۷
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من سیهبختم نه تنها چرخ با من دشمن استتا تو را دیدم مرا هر موی بر تن دشمن است
۲
آخر از بدگویی دشمن مرا خون ریختیخود غلط بود این که میگفتن دشمن است
۳
رشک دارد دشمنم با دشمنان خود به کینزآن که دانم دوستی با هرکه با من دشمن است
۴
دوستم با داغ و با دل دشمنم هرگز ندیدآن که بهر گل دهد جان و به گلشن دشمن است
صفحهٔ ۱ از ۱