خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۲۷
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از تو ممنونم اگر از مژه خون میریزمگر غمت نبود خون این همه چون میریزم
۲
خوردهام زخمی و تا گم نکند صیادمهر قدم قطره از خون درون میریزم
۳
صبر کو تا جگرم خون شود و گریه کنملختلختش ز ره دیده برون میریزم
۴
دیده مشغول خیال است از آن امشب خوناز شکاف دل بیصبر و سکون میریزم
صفحهٔ ۱ از ۱