شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۲۹

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشنیده‌ام مشکی چو آن زلف و نه جایی دیده‌امدر چین شنیدم مشک را در مشک چین نشنیده‌ام
۲
شب در ثریا ماه را دیدم به یاد آمد مراروزی که اندر اشک خود عکس رخش را دیده‌ام
۳
روز وداع آن پری کردم، وداع جان و دلدل رفت با او جان نرفت از جان به جان رنجیده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth