شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۳۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیوند روح می‌کند این باد مشک‌بیزهنگام نوبت سحرست ای ندیم خیز
۲
شاهد بخوان و شمع بیفروز و می بنهعنبر بسای و عود بسوزان و گل بریز
۳
ور دوست دست می‌دهدت هیچ گو مباشخوشتر بود عروس نکوروی بی‌جهیز
۴
امروز باید ار کرمی می‌کند سحابفردا که تشنه مرده بود لای گو بخیز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth