خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای تو را بر سرو و گل در جلوه پنهان رازهاسرو را در سایهٔ قد تو در سر نازها
۲
بس که میخوانند دلها را به کویت هر نفسبلبلان را در گلستانها گرفت آوازها
۳
تا چرا دم زد ز رعنایی به دور حسن توگل به ناخن میکند از روی چون زر گازها
۴
جانم از تن میپرد هر دم ز شوق روی توبر سر آتش بود پروانه را پروازها
صفحهٔ ۱ از ۲