شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
که تنگ دوخت عفی الله قبای تنگ تو را که داد زیب دگر سرو لاله رنگ تو را
۲
مصوّری که جمال تو دید حیران ماندچو در خیال درآورد زیب و رنگ تو را
۳
ز سنگ لیلی اگر کاسه‌ای شکست چه شدجفاکشان همه بر سر زنند سنگ تو را
۴
هزار بار دمی از برای مدّ نظربه لوح سینه کشم صورت خدنگ تو را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth