خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم از دو جهان دوخت تماشای تو ما راکرد از همه بیزار تمنای تو ما را
۲
این دیده که ما را به تو سرگرم چنین ساختهم سوخته بیند به ته پای تو ما را
۳
رفتی و سراپای تو را سیر ندیدیمداغی به جگر ماند ز هر جای تو ما را
۴
تا چند به فردا فگنی کار دل ماجنت ندهد وعدهٔ فردای تو ما را
صفحهٔ ۱ از ۲