شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای بر دلم ز وعدهٔ خام تو داغ‌هاشب‌ها در انتظار تو سوزم چراغ‌ها
۲
بس روی آتشین که به یادت به خاک ماندچون برگ‌های لاله بر اطراف باغ‌ها
۳
عیشت مدام باد که مستان بزم تودارند از آب خضر لبالب ایاغ‌ها
۴
یارب ز جیب دامن پیراهن که بوداین بوی خوش که ساخت معطر دماغ‌ها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth