خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مدامت چهره گلگون از شراب لالهگون باداترا خوبی و ما را گرمی مهرت فزون بادا
۲
ز جامت جرعهای کز لعل نوشین چاشنی گیردگرفتاران دل را شعلهٔ داغ درون بادا
۳
چو بگشایی لب از بهر سکون اضطراب منز لعلت هر تبسم سحر و هر گفتن فسون بادا
۴
فغان و نالهٔ من کز دل محزون برون آیدبه گوشت خوشتر از صوت و صدای ارغنون بادا
صفحهٔ ۱ از ۲