خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گواه حال مستی بمکتب چشم پر خوابتفروغ مجلس می گشت نور طاق محرابت
۲
چه شیرینیست در نازت که در هر کوچه شیرینیبدندان لب گزد هر دم ز شوق شکر نابت
۳
چنان مستم که شمع از شخص و شخص از سایه نشناسماگر ناگه دچار افتم شبی در گشت مهتابت
۴
مدامت وقت خوش باد ای حدیثت نقل هر مجلسکه روز از روز خوشتر می شود بادام و عنابت
صفحهٔ ۱ از ۲