خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل بیتو چنان سوخت که داغش نتوان یافتدر بزم تو دیگر بچراغش نتوان یافت
۲
هر چند که گم گشته ی ما هست پری خویاما نه چنان هم که سراغش نتوان یافت
۳
مجنون در مکتب خوبانست دل مندر خانقه و کنج فراغش نتوان یافت
۴
دل شیفته ی شاهسواریست که هرگزلهوش نتوان دیدن و لاغش نتوان یافت
صفحهٔ ۱ از ۲