شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۱۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یار باید که غم یار خورد یار کجاستغم دل هست فراوان دل غمخوار کجاست
۲
ماه من روشنی دیده ی بیدار منستیا رب آن روشنی دیده ی بیدار کجاست
۳
دلم افگار شد از داغ و بمرهم نرسیدسوختم مرهم داغ دل افگار کجاست
۴
زخم خاریست مرا در دل از آن غنچه ی گلخون روانست و عیان نیست که آن خار کجاست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth