خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد بهار و دل بمی و جام تازه شدمهرم بساقیان گلندام تازه شد
۲
هر شاخ گل ز کج کلهی می دهد نشانخوبان رفته را به جهان نام تازه شد
۳
آه از فریب دهر کزین عشوه بس نکردتا خلق را همان طمع خام تازه شد
۴
از خاک کشتگان وفا خاست بوی گلداغی که بود بر دل از ایام تازه شد
صفحهٔ ۱ از ۲