خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جفا مکن که دگر آن جفا نمی گنجدچنان شدم که بدل ماجرا نمی گنجد
۲
هزار گونه جفا نقش بسته در دل توچه شد که یکدو رقم از وفا نمی گنجد
۳
مدار چشم سیه را بسرمه ی شوخیکه در کرشمه ی این جز حیا نمی گنجد
۴
خراب آن بدنم ای نهال روز افزونکه همچو لاله و گل در قبا نمی گنجد
صفحهٔ ۱ از ۲