شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دود از دل من باده ی گلرنگ برآوردزین خرقه ی تر آینه ام زنگ برآورد
۲
هر بار نمی برد چنین مطربم از دستاین بار ندانم که چه آهنگ برآورد
۳
عشق آمد و در چاه فراموشیم افگندآنگاه سر او بگل و سنگ برآورد
۴
گفتم که به یک نغمه درم جامه ی ناموسمن گفتم و مطرب بنوا چنگ برآورد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth