خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه تندی است که سویت نگاه نتوان کردنهفته روی نکویت نگاه نتوان کرد
۲
ازین شراب که در کار عاشقان کردیدگر بجام و سبویت نگاه نتوان کرد
۳
بشیوه های دگر زنده می کنی ما رابجور و تندی خویت نگاه نتوان کرد
۴
چه سود زین همه آب حیات وه که هنوزبسبزه ی لب جویت نگاه نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲