خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از توبه ی من دیر مغان بیت حزن شدمستوری من توبه ی صد توبه شکن شد
۲
در دیده بدل گشت سیاهی بسپیدینظاره که ریحان ترم برگ سمن شد
۳
از باده ی صافم نگشاید دل روشنتا شمع جمال تو چراغ دل من شد
۴
بر ساغر می شاید اگر لب نرسانمچون خاتم لعل تو مرا مهر دهن شد
صفحهٔ ۱ از ۴