شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۲۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نسوزیم که گل این چراغ می ماندغبار می رود از پیش و داغ می ماند
۲
چو از قبای خودم نکهتی نمی بخشیمگو که این سخنم در دماغ می ماند
۳
زهی صفای بناگوش و قطره های عرقکه هر یکی بدر شبچراغ می ماند
۴
چمن شکفت عجب دارم از مهندس شهرکه صوفیانه بکنج فراغ می ماند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth