خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی کسی بزهد و لب خشک خو کندخضر رهی کجاست که می در سبو کند
۲
ای طالب بهشت، در میفروش گیرکانجا دهند آنچه دلت آرزو کند
۳
آنکس که بر پیاله ی ما پشت دست زدگو اینقدر بساز که ناخن فرو کند
۴
خرسند شو که هر که زبان سؤال بستحاجت نماندش که دگر گفتگو کند
صفحهٔ ۱ از ۲