خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون بدلسوزی من یار زبان تیز کندبسخن پسته ی خندان شکر آمیز کند
۲
گر دهان تلخی فرهاد بدآمد، شیرینخنده بر انجمن عشرت پرویز کند
۳
عقل را جادوی بابل کند از غایت شوقعشق هر نکته که از لعل تو انگیز کند
۴
دانه ی مرغ بلا خواره همان سنگ بلاستآسمان گر چمن دهر گهر ریز کند
صفحهٔ ۱ از ۲