خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
افزون ز صد قیامت در دل زیار آتشدوزخ یکی و سوزد ما را هزار آتش
۲
در جان ز عشق سوزی در دل ز طعن داغییاران حذر که بارد زین روزگار آتش
۳
دلسوزی عزیزان بر گریه ام چه حاصلآبم گذشت از سر ناید بکار آتش
۴
دزدیده چند سوزم در گوشه های زندانآن به که برفروزم در پای دار آتش
صفحهٔ ۱ از ۲